Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ لخصاء

تلفظ بین المللی : /laxsˈɑ/ تلفظ :‌ [laxs'A]
لغت نامه دهخدا
  • لخاء
  • لخناء
  • لخواء
  • لصاء
  • لحصا
  • لخاف
  • لخالخ
  • لخص
  • ناوبری لختایی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

لخصاء. [ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث الخص. زن ِ گوشت گرفته بام چشم. || زن آماسیده اطراف چشم. ( منتهی الارب ).
- عین ٌ لخصاء ؛ چشمی که کوره وی گوشتین بود و ستبر. ( مهذب الاسماء ).

کلمات مرتبط

  • لخاء
  • لخناء
  • لخواء
  • لصاء
  • لحصا
  • لخاف
  • لخالخ
  • لخص
  • ناوبری لختایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات