معانی کلمه : لخشک
لغت نامه دهخدا
لخشک . [ ل َ ش َ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه زاهدان و کهورک میان زاهدان و تل سیاه ، در 26110گزی زاهدان .
فرهنگ عمید
۱. یک قسم آش که با رشته های پهن خمیر آرد گندم درست می شود.
۲. جای لیز که از روی آن بلغزند.
۲. جای لیز که از روی آن بلغزند.
فرهنگ معین
(لَ شَ ) (اِ. ) ۱ - نوعی از آش که با رشته های پهنی که از خمیر آرد گندم به دست می آیند، پخته می شود. ۲ - جای لیز و لغزنده .
فرهنگ فارسی
یک قسم آش که بارشته های پهنی که ازخمیر آردگندم است
( اسم ) ۱- نوعی حلوا ۲- سنگی که از کوه لغزید بپایین افتد ترترک . ۳- یخی که در روی زمین مسطح بسته باشد وکودکان و جوانان روی آن سر خورند
( اسم ) ۱- نوعی حلوا ۲- سنگی که از کوه لغزید بپایین افتد ترترک . ۳- یخی که در روی زمین مسطح بسته باشد وکودکان و جوانان روی آن سر خورند
دانشنامه عمومی
لخشک روستایی در دهستان میغان بخش مرکزی شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۷۴ نفر (در ۱۷ خانوار) بوده است.
wiki: لخشک
