Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لخشان

تلفظ بین المللی : /lexˈeʃɑn/ تلفظ :‌ [lex'eSAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • سنگ لخشان
  • لخشاندن
  • لخشانی
  • لخشانیدن
  • لوشان
  • پل لوشان
  • لخشنده
  • لوشانه
  • چم لیشان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

لخشان. [ ل َ ] ( نف ) لغزان. نسو. نسود. اَملس. لخشنده. در حال لخشیدن. هموار. چیز املس که بر آن پای بلغزد و این مشتق از لخشیدن به معنی لغزیدن است از اینجاست یخ لخشک به معنی لغزیدن بر یخ و اینقدر هست که بر جای لغزیدن اطلاق لخشان مجاز است. ( آنندراج ). چیزی املس که بر آن دست یا پا بلغزد. ( غیاث ): کرتوم ؛ سنگ لخشان تابان. زمینی یا سنگی لخشان ، که پای بر آن بلغزد از نغزی.

فرهنگ عمید

لغزان، لغزنده.

فرهنگ معین

(لَ ) (ص . ) ۱ - لغزان . ۲ - هموار.

کلمات مرتبط

  • سنگ لخشان
  • لخشاندن
  • لخشانی
  • لخشانیدن
  • لوشان
  • پل لوشان
  • لخشنده
  • لوشانه
  • چم لیشان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات