Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لحیم

تلفظ بین المللی : /lˈahim/ تلفظ :‌ [l'ahim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • لحیم کاری
  • لحیم کاری سخت
  • لحیم کاری نرم
  • لحیم کردن
  • لحیم گر
  • هویه لحیم کاری
  • افتابه خرج لحیم
  • آب لحیم
  • اب لحیم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لحیم. [ ل َ ] ( ع ص ) گوشتناک. خداوند گوشت. گوشتدار. مرد با گوشت. ( منتهی الارب ). فربی. فربه. بسیارگوشت. پرگوشت. آنکه فربه بود. ( مهذب الاسماء ). گوشت آلو. گوشت آلود : لیکن هر تنی این علاج برنتابد جز مردم جوان گوشت آلود را که بتازی لحیم گویند نه شحیم. ( ذخیره خوارزمشاهی ). یوخذ من التمراللحیم رطلین. ( قانون بوعلی سینا ص 227 ). || کشته. ( منتهی الارب ). کشته شده. ( منتخب اللغات ). قتیل. ( مهذب الا...

فرهنگ عمید

۱. آلیاژی که با آن دو قطعه فلز را به هم جوش بدهند.
۲. اتصالی که با این آلیاژ شده است.

فرهنگ معین

(لَ حِ ) [ ع . ] ۱ - (ص . ) پرگوشت ، فربه . ۲ - (اِ. ) جوشی مخصوص تعمیر ظروف مسی و برنجی .

دانشنامه آزاد فارسی

لَحیم (solder)لَحیمهر نوع آلیاژ فلزات گوناگون که در حالت ذوب برای اتصال فلزاتی مانند مس، آلیاژهای متداول برنج و مفرغ، و حلبی قوطی های کنسرو به کار می رود. لحیم های نرم معمولاً آلیاژهای قلع و سرب، و گاه با مقداری آنتیمواناند که در دماهای پایین (حدود ۲۰۰ درجۀ سانتی گراد) ذوب می شوند و در صنایع الکتریکی، برای اتصال سیم های مسی کاربرد دارند. لحیم های سخت (لحیم های زردجوش کاری)، ازجمله لحیم نقره (آلیاژ...

فرهنگ فارسی

آلیاژی با نقطۀ ذوب پایین که معمولاً فلز اصلی آن قلع باشد و برای اتصال قطعات به کار رود

پرگوشت، فربه، کشته هم گویند، دوقطعه فلزبهم زدن( صفت ) ۱ - باگوشت پر گوشت فربه : لیکن هر تنی این علاج برنتابد جز مردم گوشت آلود را که بتازی لحیم گویندنه شحیم . ۲- ( اسم ) چیزی که بدان ظرفهای مسی و برنجی را پیوند کنند جوش : بینداز کز ضعف تن این مقیم شودرخن. رنگ خود را لحیم . ( ط هر وحید آنند . لغ. )...

دانشنامه عمومی

کَفشیر. (زبانزدِ تَشنیکی/ فنی).

لحیم آلیاژی است از دو یا چند فلز مختلف که در اتصال ثابت فلزات، به ویژه سیمها و کابلها به یکدیگر به کار می رود. ترکیب های اصلی لحیم قلع و سرب هستند، نسبت بین این دو عنصر می تواند نقطهٔ ذوب لحیم را مشخص کند. آزمایش ها نشان می دهد که اگر نسبت قلع و سرب در حدود ۶۳٪ قلع و ۳۷٪ سرب باشد، نقطهٔ ذوب در کمترین حد خود و حدود ۱۹۰ درجه سلسیوس خواهد بود.هویهلحیم کاریلحیم کا...

مترادف و متضاد

جوش

پرگوشت، فربه

۱. جوش
۲. پرگوشت، فربه

solder (اسم)
جوش، کف شیر، لحیم، وسیله التیام و اتصال

فرهنگستان زبان و ادب

{solder} [مهندسی مواد و متالورژی] آلیاژی با نقطۀ ذوب پایین که معمولاً فلز اصلی آن قلع باشد و برای اتصال قطعات به کار رود

کلمات مرتبط

  • لحیم کاری
  • لحیم کاری سخت
  • لحیم کاری نرم
  • لحیم کردن
  • لحیم گر
  • هویه لحیم کاری
  • افتابه خرج لحیم
  • آب لحیم
  • اب لحیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات