معانی کلمه : لتر
لغت نامه دهخدا
لتر. [ ل َ ت َ ] (اِ) مقداری است و آن به وزن نیم من تبریز باشد که سیصد مثقال است . || ظرفی را گویند که در آن شراب و غیره کنند. (برهان ). رطل معرب آن است . (جهانگیری ).
فرهنگ فارسی
لتر سوم . پادشاه ایتالیا از سال ۹۳۱ تا ۹۴۵ م .
( اسم ) ۱- واحدی معادل نیم من تبریز و برابر ۳٠ مثقال . ۲- ظرفی که در آن شراب و مانند آن کنند رطل .
پسر لوئی دوترمر و ژرژبر . پادشاه فرانسه از ۹۵۴ تا ۹۸۶ مولد باسال میلادی .
( اسم ) ۱- واحدی معادل نیم من تبریز و برابر ۳٠ مثقال . ۲- ظرفی که در آن شراب و مانند آن کنند رطل .
پسر لوئی دوترمر و ژرژبر . پادشاه فرانسه از ۹۵۴ تا ۹۸۶ مولد باسال میلادی .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
وزنی به اندازه ی چهارکیلویکان شمارش برای پشم،پنبه،نخ و ...
/later/ وزنی به اندازه ی چهارکیلویکان شمارش برای پشم، پنبه، نخ و غیره
