معانی کلمه : لت انبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پرخور، شکم پرست: نه هربار خرما توان خورد و برد / لت انبان بدعاقبت خورد و مرد (سعدی۱: ۱۴۷ حاشیه ).
فرهنگ معین
( ~ . اَ ) (ص مر. ) لت انبار.
فرهنگ فارسی
۱- شکم پرست پرخوار : ریختی آب رویت از پی نان ای لت انبان . کجاست دست اشنان ? ( حدیقه . چا . مد .۲ ) ۶۷۹- بی حفاظ بی پناه در هم. لشکر گاه سه خر پشته دیدم ... و دیگران سایه بانها داشتند از کرباس و ماخود لت انبان بودیم .
