معانی کلمه : لایه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آنچه لای چیزی بگذارند.
۲. پارچه ای که لای رویه و آستر لباس بدوزند.
۳. (زمین شناسی ) طبقۀ زمین.
۲. پارچه ای که لای رویه و آستر لباس بدوزند.
۳. (زمین شناسی ) طبقۀ زمین.
فرهنگ معین
(یِ ) طبقه ، طبقة زمین .
دانشنامه آزاد فارسی
لائه (Lae)
دریابندر و مرکز سابق گینۀ نو (پاپوآ گینۀ نو کنونی)، سرزمین تحت قیمومت استرالیا. در خلیج هیوئن، به فاصله ۳۲۰کیلومتری شمال پورت مورزبی قرار دارد. جمعیت آن ۱۱۲,۴۰۰ نفر است (۲۰۰۱).
دریابندر و مرکز سابق گینۀ نو (پاپوآ گینۀ نو کنونی)، سرزمین تحت قیمومت استرالیا. در خلیج هیوئن، به فاصله ۳۲۰کیلومتری شمال پورت مورزبی قرار دارد. جمعیت آن ۱۱۲,۴۰۰ نفر است (۲۰۰۱).
wikijoo: لایه
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان عمارلو بخش رودبار شهرستان رشت ( گیلان ) در ۳ کیلومتری پل انبود کوهستانی و معتدل مرطوب ۱۸٠٠ تن سکنه .
آنچه که لای چیزی بگ ارند، پارچه رویه و آسترلباس
( اسم ) ۱- هر چنه از دیوار رده . ۲- طبق. زمین .
نام دهی جزئ بلوک فاریاب دهستان عمار لو بخش رودبار شهرستان رشت .
آنچه که لای چیزی بگ ارند، پارچه رویه و آسترلباس
( اسم ) ۱- هر چنه از دیوار رده . ۲- طبق. زمین .
نام دهی جزئ بلوک فاریاب دهستان عمار لو بخش رودبار شهرستان رشت .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
نوبت
/laaye/ نوبت
فرهنگ اسم ها
اسم: لایه (دختر) (فارسی) (تلفظ: laye) (فارسی: لایه) (انگلیسی: laye)
معنی: نام زنی در رمان باغ بلور، پوشش
معنی: نام زنی در رمان باغ بلور، پوشش
مترادف و متضاد
نوبت
بستر، بنلاد
پرده، پوست، طبقه، غطا، قشر، لا، ورقه
۱. بستر، بنلاد
۲. پرده، پوست، طبقه، غطا، قشر، لا، ورقه
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
تا؛ لا؛ لو؛ تُووِه؛ تو؛ قات؛ مَرت
