معانی کلمه : لایعقل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بی عقل، بی خرد.
فرهنگ معین
(یَ قِ ) [ ع . ] (ص مر. ) نادان ، بی خرد.
فرهنگ فارسی
بی عقل، بی خرد
۱- ( جمله فعلی ) در نمی یابد فهم نمی کند. ۲- نادان بی خرد : هر آدمی که نظر با یکی ندارد و دل بصورتی ندهد صورتیست لایقعل . ( سعدی .کلیات )
نادان . بی خرد .
۱- ( جمله فعلی ) در نمی یابد فهم نمی کند. ۲- نادان بی خرد : هر آدمی که نظر با یکی ندارد و دل بصورتی ندهد صورتیست لایقعل . ( سعدی .کلیات )
نادان . بی خرد .
مترادف و متضاد
خراب، مست
بیخود، بیهوش، مدهوش ≠ بهوش، هوشیار
۱. بیخود، بیهوش، مدهوش
۲. خراب، مست ≠ بهوش، هوشیار
