معانی کلمه : لاک زدن
لغت نامه دهخدا
لاک زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) اندودن با لاک.
- لاک زدن. ناخن ؛ اندودن ناخن به لاک.
- لاک زدن. ناخن ؛ اندودن ناخن به لاک.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مالیدن لاک . یا لاک زدن ناخن . لاک را روی ناخن مالیدن .
اندودن ناخن به لاک
اندودن ناخن به لاک
مترادف و متضاد
lac (فعل)
لاک زدن
