معانی کلمه : لاژ
لغت نامه دهخدا
لاژ. ( اِخ ) دهی است از مضافات جام از دارالملک خراسان :
بود در دیه لاژ حیدری ئی
پخته ای پاک رو قلندری ئی
بود زاهد به لاژ شد فاسق
امردی دید و شد بر او عاشق.
بود در دیه لاژ حیدری ئی
پخته ای پاک رو قلندری ئی
بود زاهد به لاژ شد فاسق
امردی دید و شد بر او عاشق.
فرهنگ فارسی
دهیست از مضافات جام
