لاهوت. ( ع اِ ) ( مشتق از اﷲ. مفاتیح ). الوهة. و اصل آن لاه باشد و واو و تاء بدو ملحق شده است نمودن مبالغه را چنانکه در جبروت. اگر از کلام عرب است مشتق از «لاه » خواهد بود بر وزن فعلوت مانند رَغبوُث. ( منتهی الارب ). خدای تعالی. ( تاج العروس ). || عالم خدای. ( دهار ). غیب. عالم امر. عالم غیب. عالم معنوی. جهان ِ بود. مقابل ناسوت. عالم اله. طبیعت الهیت. ( قاموس مقدس ) : از «لا» رسی بصدر شهادت که عقل...
فرهنگ عمید
۱. عالم غیرمادی؛ عالم غیب؛ ملکوت. ۲. الوهه؛ خداوندی. Δ در اصل لاه به معنی اله بوده، «واو» و «تا» برای مبالغه به آن افزوده شده، مانند «واو» و «تای» جبروت.
۱. عالم غیرمادی، عالم غیب، ملکوت. ۲. الوهه، خداوندی. &delta، در اصل لاه به معنی اله بوده، «واو» و «تا» برای مبالغه به آن افزوده شده، مانند «واو» و «تای» جبروت.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) عالم غیب ، عالم الهی ، جهان مینوی .
خداوندی، لاهوتی:عالم بعلم لاهوت ( اسم ) ۱- جهان معنی عالم امر عالم غیب مقابل ناسوت : گشایم راز لاهوت از تفرد نمایم ساز ناسوت از هیولا. ( خاقانی . سج.۲ ) ۲۶- عالم ذات الهی که سالک را در آن مقام فنائ فی الله حاصل میشود . مرتب. صفات را جبروت و مرتب. اسمائ را ملکوت نامند مرتب. واحدیت که از آن تعبیر بمرتب. وجود جامعاز لحاظ جامعیت اسما و صفات آورند .