معانی کلمه : لاند
لغت نامه دهخدا
لاند.(اِ) لند. آلت تناسل باشد به زبان هندی . (اوبهی ).
لاند. (اِخ ) نام منطقه ٔ ریگزار و بالخصوص باطلاقی در جنوب شرقی فرانسه میان اقیانوس اطلس و گارُن و تپه های آرمانیاک و آدور.
فرهنگ فارسی
نام دپارتمانی متشکل از قسمتی از گاسکنی
