Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لامحاله

تلفظ بین المللی : /lˈɑmhɑlˌeː/ تلفظ :‌ [l'AmhAl,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لامحال
  • لامالو له بن
  • لااله الا الله
  • لااله الاالله
  • لامبال ماری ترز لوییز
  • المرء یعجز لاالمحاله
  • لااله الاا
  • لامبال
  • لامحه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لامحاله. [ م َ ل َ ] ( ع ق مرکب ) به معنی نه تدبیر و چاره. ناچار. ناچاره. بناچار. لاجرم.ناگزیر. لابداً. لابُد. ( مجدالدین ). هرآینه. باری. ( در تداول عامه ) اقلا. صاحب غیاث اللغات آرد: معنی این لفظ این است که نیست بازگردیدن و در اصل چنین است : «لامحالة من هذاالامر»؛ یعنی نیست بازگردیدن از این کار.پس خلاصه معنی لامحاله بالضرور است. ( از ترجمه مشکوة شریف ). و کسانی که میم را مضموم خوانند و در آخر ها...

فرهنگ عمید

ناچار، ناگزیر.

فرهنگ معین

(مَ لِ ) [ ع . لامحالة ] (ق مر. ) ناچار، ناگزیر.

فرهنگ فارسی

نه تدبیر و چاره ناچار

کلمات مرتبط

  • لامحال
  • لامالو له بن
  • لااله الا الله
  • لااله الاالله
  • لامبال ماری ترز لوییز
  • المرء یعجز لاالمحاله
  • لااله الاا
  • لامبال
  • لامحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات