معانی کلمه : لالا
لغت نامه دهخدا
لالا. (اِ) پرگوئی و هرزه چانگی . (برهان ).
لالا.(اِ) خفتن در زبان اطفال . رجوع به لالا کردن شود.
فرهنگ عمید
لَلـه#NAME?
درخشان؛ تابان.
〈 لؤلؤ لالا: [قدیمی] مروارید درخشان.
= لَلـه
درخشان، تابان.
* لؤلؤ لالا: [قدیمی] مروارید درخشان.
درخشان، تابان.
* لؤلؤ لالا: [قدیمی] مروارید درخشان.
فرهنگ معین
[ ع . ] (ص . ) درخشنده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی است که از مکه خیزد و بخور ثمرش جهت بو اسیر و درد آن و شراب او جهت رفع سیلان خون نافع است . توضیح با مراجعه بماخذی که در دست بود این گیاه شناخته نشد .
موضعی از دودانگه بهزار جریب مازندران
موضعی از دودانگه بهزار جریب مازندران
دانشنامه عمومی
خوابیدن
گویش مازنی
خوابیدن
/laa laa/ نوعی سبزی - از توابع نرم آب دوسر ساری ۳نام مرتعی در کتول
مترادف و متضاد
ماما
خوابیدن
لله، مربی
خفتن، خواب
درخشان، درخشنده
بنده، خدمتکار، غلام
۱. بنده، خدمتکار، غلام
۲. لله، مربی
۳. ماما
۴. خفتن، خواب
۵. درخشان، درخشنده
فرهنگ فارسی ساره
درخشان، درخشنده
