Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لال

تلفظ بین المللی : /lˈɑl/ تلفظ :‌ [l'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • لال بازی
  • لال بنک
  • لال رگ
  • لال زن شیش
  • لال سرخ
  • لال شهباز
  • لال و پتی
  • لال پتی
  • لال چاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

لال . (اِخ ) نام جد پدر احمدبن علی بن احمد فقیه و جعدی و مازنی و غفاری . (منتهی الارب ).

لال . (اِخ ) نام قلعتی به طبرستان . (طبقات ناصری ، از تاریخ جهانگشای جوینی حاشیه ٔ ص 199 ج 2) .

لال. ( ص ) زبان گرفته. ( برهان ). بی زبان . مقا...

فرهنگ عمید

کسی که زبانش می‌گیرد و نمی‌تواند درست حرف بزند؛ گنگ.

۱. لعل.
۲. (صفت) سرخ؛ رنگ سرخ: ◻︎ دو لب چو نار کفیده دو برگ سوسن سرخ / دو رخ چو نار شکفته دو برگ لالهٴ لال (عنصری: ۳۷۶).

۱. لعل.
۲. (صفت ) سرخ، رنگ سرخ: دو لب چو نار کفیده دو برگ سوسن سرخ / دو رخ چو نار شکفته دو برگ لالهٴ لال (عنصری: ۳۷۶ ).
کسی که زبانش می گیرد و نمی تواند درست حرف بزند، گنگ.

فرهنگ معین

(ص .) بی زبان ، گنگ .

1 - (ص .) سرخ ، سرخ رنگ . 2 - (اِ.) لعل .

(ص . ) بی زبان ، گنگ .
۱ - (ص . ) سرخ ، سرخ رنگ . ۲ - (اِ. ) لعل .

فرهنگ فارسی

قلعه ای بود در طبرستان .
کسی که زبانش میگیردونمی توانددرست حرف بزند، لعل، به معنی سرخ رنگ وسرخ نیزگفته اند
۱- ( صفت ) سرخ احمر : دولب چو نار کفیده دورخ چوسوسن سرخ دو رخ چو نار شکفته دو لب چو لال. لال . ( عنصری لغ. ) ۲- ( اسم ) لعل .
نام قلعتی به طبرستان

دانشنامه عمومی

لآل - جمع لؤلؤ به معنی مروارید

لال به کسی گفته می شود که توانایی حرف زدن ندارد .(ناتوان از حرف زدن)

لال (ترانه لیدی گاگا). «لال» (به انگلیسی: Speeckmtor_omniess) ترانه ای ضبط شده و اجرا شده از لیدی گاگا، هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا است. این ترانه در سومین آلبوم چندآهنگه او به نام هیولای شهرت قرار داشت. این ترانه را گاگا و پدرش، جوزف جرمنوتا، سروده اند. «لال» برای تحمل کردن «عمل جر...

گویش مازنی

لال – گنگ

نوعی پارچه

/laal/ لال – گنگ

مترادف و متضاد

لعل

احمر، سرخ

ابکم، اصم، الکن، بی‌زبان، گنگ ≠ گویا

۱. ابکم، اصم، الکن، بیزبان، گنگ
۲. احمر، سرخ
۳. لعل ≠ گویا

dumb (صفت)بی معنی، بی صدا، کند ذهن، گنگ، لال، بی کله، زبان بستهmute (صفت)ساکت، بی صدا، صامت، گنگ، لال، خمش، خموش، بی زبان، غیر حاکیspeeckmtor_omniess (صفت)صامت، گنگ، لال...

واژه نامه بختیاریکا

( لال * ) گل لاله
صاف؛ یکدست؛ یکنواخت؛ بدون آج و برجستگی؛ صحرای صاف؛ پرتگاه عمودی
گُنگه؛ گُنگِلاس

کلمات مرتبط

  • لال بازی
  • لال بنک
  • لال رگ
  • لال زن شیش
  • لال سرخ
  • لال شهباز
  • لال و پتی
  • لال پتی
  • لال چاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات