لاشک . [ ش َ ] (ع ق مرکب ) (از: لا + شک ) بی شک . بلاشک . بی گمان : هر جایگه که رفتی باز آمدی مظفرچون با خطر شریکی لاشک مظفّر آیی . فرخی .اکنون لاشک مرا پیش او باید رفتن . (اسکندرنامه نسخه ٔ نفیسی ).تو بیماری در این زندان و بیماریت را لاشک دوا باشد، طبیبی جوی تا روزی دوایابی .سنائی ....
فرهنگ معین
(شَ کّ ) [ ع . ] (ق مر. ) بی گمان ، بی تردید.
فرهنگ فارسی
بلاشک بی گمان : .....و در نقض عزایم او مبالغتی بیش از این نمایم لاشک که بتهمتی منسوب شوم .. نام موضعی در کوه پر کجور
دانشنامه عمومی
مختصات: ۲۶°۵۰′۱۵″ شمالی ۵۷°۱۶′۴۳″ شرقی / ۲۶٫۸۳۷۵۰°شمالی ۵۷٫۲۷۸۶۱°شرقی / 26.83750; 57.27861لاشک، روستای لاشک یکی از روستاهای بخش زانوس رستاق و از توابع شهر کجور میباشد که طبق شواهد و گفته بزرگان این منطقه، این روستا حدود ۱۰۰ سال پیش در مکانی در اطراف همین منطقه قرار داشت و به علت یورش مارها در آن منطقه، اهالی این روستا به محل کنونی نقل مکان کردند و آن منطقه هم اکنون به کهنه لاشک معروف است که در ...
گویش مازنی
۱قطعه قطعه کردن چوب های کلفت ۲روستایی از کوه پرات نور ۳از ...
/laashak/ قطعه قطعه کردن چوب های کلفت - روستایی از کوه پرات نور ۳از آبادی های کجور نوشهر