معانی کلمه : لارندا
لغت نامه دهخدا
لارندا. [ رِ ] ( اِخ ) قرامان جدید از نواحی قونیه. رجوع به لارنده شود.
فرهنگ فارسی
شهریست در ترکیه واقع در خاور قونیه . سلطان ولد فرزند مولانا جلال الدین محمد مولوی درین شهر متولد شد .
قرامان جدید از نواحی قونیه
قرامان جدید از نواحی قونیه
