معانی کلمه : لاحول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عبارتی که هنگام ترس، فرار، تعجب، یا پس از سجده، در صورت ارتکاب اشتباه، بیان می شود: مگوی انده خویش با دشمنان / که لاحول گویند شادی کنان (سعدی: ۱۲۸ ).
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (جملة اسمی ) مختصر «لاحول ولا قوة الابالله ) نیست نیرو و قوتی مگر خدای تعالی را.
فرهنگ فارسی
لاحول ولاقوه الابالله، نیست نیرووتوانایی مگرخدا
( جمله اسمی ) مختصر لاحول و لاقوه
مختصر لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم
( جمله اسمی ) مختصر لاحول و لاقوه
مختصر لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم
