معانی کلمه : لاجوردی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آبی تیره، کبود.
۲. (صفت ) لاجوردی رنگ، دارای رنگ لاجوردی.
۳. [قدیمی، مجاز] آسمان.
۲. (صفت ) لاجوردی رنگ، دارای رنگ لاجوردی.
۳. [قدیمی، مجاز] آسمان.
فرهنگ معین
(وَ ) (ص نسب . ) منسوب به لاجورد. ۱ - رنگ لاجورد.۲ - نوعی آبی مرکب از آبی مخلوط با مقداری کم قرمز. ۳ - (کن . ) آسمان .
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به لاجورد . ۱- برنگ لاجورد : برای آنکه نقش تو نگارند دل خاقانی آمد لاجوردی . ( خاقانی لغ. ) ۲- نوعی آبی مرکب از آبی مخلوط با مقداری کم قرمز است . ۳- آسمان : ز بیم چنبر این لاجوردی همی بیرون جهم هزمان ز چنبر . ( ناصر خسرو لغ. )
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
azure (صفت)
لاجوردی، آسمان نیلگون
ultramarine (صفت)
لاجوردی، واقع در انسوی دریا
cobalt-blue (صفت)
لاجوردی
