لات . (اِخ ) نام دهی به تنکابن مازندران . (مازندران و استراباد رابینو ص 106 و 107).
۱. آدم فقیر و بیچیز.
۲. بیسروپا؛ ولگرد.
〈 لاتولوت: [عامیانه] = لات
〈 لاتوپات: [عامیانه]
۱. بسیار فقیر و بیچیز.
۲. بیسروپا؛ ولگرد.
(اِ.) (عا.) گل نرم و بدون شن و ماسه که آن را سیل یا رودخانه آورد.
(ص .) (عا.) 1 - فقیر، بی چیز. 2 - بی سر و پا، بی اصل و نسب ، ولگرد. ؛ ~ آسمان جل فقیر عور بی سروسامان .
۱تخته سنگ – خرسنگ ۲بی چیز ۳ساخل سنگلاخی و فاقد پوشش گیاهی ...
بیچیز، تهیدست
اوباش، بیسروپا، جاهل، فاسق، ولگرد، هرزه
۱. اوباش، بیسروپا، جاهل، فاسق، ولگرد، هرزه
۲. بیچیز، تهیدست