Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لابرلا

تلفظ بین المللی : /lˈɑbralˈɑ/ تلفظ :‌ [l'AbRal'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لابرا
  • لابراتوار
  • لابلا
  • لابراتوار فیلم در ایران
  • لابرادور
  • لابرادوریت
  • لابرادر
  • لابلاش
  • انچور پوینت نیوفوندلاند و لابرادور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لابرلا. [ ب َ ] (ص مرکب ) (از: لا، بر، لا) چندلا. لایه لا. تو در تو.

لابرلا. [ ب َ ] (اِ مرکب ) نام نوعی حلوا. (برهان ). حلوائی است که آن را گولانج نیز گویند. (از فرهنگ اسدی نخجوانی در شرح گولانج ). نام نوعی حلوا که آن را گلاج گویند. قطائف . صاحب لسان العجم گوید، لابرلا همان گلاج مرقوم که نان تنک و تو بر تو است و این زبان شیراز است . تو بر تو. ته برته . (ب...

فرهنگ عمید

۱. لابه لا، تابرتا، تودرتو.
۲. (اسم ) نوعی حلوا یا شیرینی.

فرهنگ معین

(بَ ) ۱ - (ص مر. ) تو بر تو. ۲ - (اِمر. ) نام نوعی حلوا.

فرهنگ فارسی

۱- آنچه دارای لاهای متعدد باشد تو بر تو . ۲- ( اسم ) نوعی نان شیرین تنک و توبر تو توبرتو توبرته کلاج .

کلمات مرتبط

  • لابرا
  • لابراتوار
  • لابلا
  • لابراتوار فیلم در ایران
  • لابرادور
  • لابرادوریت
  • لابرادر
  • لابلاش
  • انچور پوینت نیوفوندلاند و لابرادور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات