کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : لابدی
تلفظ بین المللی :
/lɑbˈodi/
تلفظ :
[lAb'odi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
التهاب لابیرنت
گروه لابی
لادی
لادین
لاندی وی
لاندی ویزیو
لاکدیو
لبادی
لبدی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
لابدی. [ ب ُدْ دی ] ( حامص مرکب ) لاعلاجی. ناچاری. بی چارگی. ضرورت. ناگزیری. آنچه که بالضروره باشد و از آن چاره نبود. ( غیاث ).
فرهنگ فارسی
لاعلاجی ناچاری
کلمات مرتبط
التهاب لابیرنت
گروه لابی
لادی
لادین
لاندی وی
لاندی ویزیو
لاکدیو
لبادی
لبدی
نظرات