Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لاب

تلفظ بین المللی : /lˈɑb/ تلفظ :‌ [l'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • لاب بزوئن
  • لاب لاب
  • لاب ولیب
  • لاب ایموالد
  • سگ لاب
  • آرزم لاب
  • ارزم لاب
  • کچه لاب
  • کت لاب
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

لاب . (اِخ ) جایگاهی است در شعر. (معجم البلدان ).

لاب . (اِخ ) نام پسر ادریس علیه السلام . (برهان ).

لاب . (ع اِ) ج ِ لابة. سنگلاخ سوخته . (منتهی الارب ).

لاب . (اِخ ) از بلاد نوبه . صنفی از غلامان سیاه را از آنجا آرند و کافور اخشیدی و نیز صندل لابی از آنجاست . متنبی گوید ک...

فرهنگ معین

(ق . ) (عا. ) کاملاً، کلاً.

فرهنگ فارسی

دانشمند علوم الهی و جغرافی ( و . بورژ ۱۶٠۷ - ف. ۱۶۷٠ م . ) . وی کتابهایی دارد که از آن جمله اند : [ جغرافیایی سلطنتی با نقشه و جدول شهرها و استانهای امپراتوری فرانسه ] [ مجموعه شرح حال پدران مقدس ] [ مجموعه عمومی روحانیان مقدس صاحب نظر . ]
کاملاکلا : این گوشت لاب ماهیچه است .
نام حکیمی که اسطرلاب را او وضع کرده است

گویش مازنی

۱نوعی قارچ ۲نصف – نیمه – شکاف

/laab/ نوعی قارچ - نصف – نیمه – شکاف

کلمات مرتبط

  • لاب بزوئن
  • لاب لاب
  • لاب ولیب
  • لاب ایموالد
  • سگ لاب
  • آرزم لاب
  • ارزم لاب
  • کچه لاب
  • کت لاب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات