معانی کلمه : لااسم له
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- بی نام بی اسم ۲ - غضروف دوم از سه غضروف حنجره و آن بگردن باز نهاده است برابر درقی و بگردن باز پیوسته است و او را بتازی ما لااسم له گویند .
غضروف دوم از سه غضروف حنجره . نام غضروفی پیوسته به طرجهالی
غضروف دوم از سه غضروف حنجره . نام غضروفی پیوسته به طرجهالی
