Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ل

تلفظ بین المللی : /lˈɑm/ تلفظ :‌ [l'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • ل اتی خید
  • ل اگارن
  • ل ه و پ ه
  • ل کرو
  • ل ارون
  • ل اُتی خید
  • ل باردون
  • ل بارون بی کولت
  • ل بارکف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ل . [ ل َ] (ع حرف ) حرف تحقیق به معنی یقیناً و بی شک و شبهه والبته و فی الواقع و هرآینه : قالوا انا تطیرنا بکم لئن لم تنتهوا لنرجمنکم و لیمسنکم مِنا عذاب ٌ الیم . (قرآن 18/36). این حرف متصل به ضمیر گردد چون : لک و لکم و لنا و له و لهم . و گاه در سوگند استعمال شود مانند: لعمرک ؛ یعنی سوگند به جان تو. رجوع به ل ِ شود....

فرهنگ عمید

نام واج «ل».

بیست‌وهفتمین حرف الفبای فارسی؛ لام. Δ در حساب ابجد: «۳۰ ».

نام واج «ل».
بیست وهفتمین حرف الفبای فارسی، لام. &delta، در حساب ابجد: «۳۰ ».

فرهنگ معین

(حر.) بیست و هفتمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد 30 در حساب ابجد.

دانشنامه آزاد فارسی

بیست وهفتمین حرف از الفبای فارسی و حرف بیست وسوم از الفبای عربی (ابتثی) و حرف دوازدهم از الفبای ابجدی است. در حساب جمل معادل ۳۰ محسوب می شود. در عبری Lamed و در یونانی La(m)bda است. از نظر آوایی نمایندۀ صامتِ لثوی ـ روان است، نام آن «لِ=le» و «لام=lam» است. حرف «ل» در کتب لغت، رمزِ جبل است و در نجوم و احکام، رمزِ زحل و در تقویم رمز شوّال و در اوزان و مقادیر، رمز مثقال. این حرف به صورت متصل در اوّل...

فرهنگ فارسی

( اسم ) نشان. اختصاری برای کلمات ذیل : الف - ( لغت عربی ) جبل ( کوه ) . ب - ( نج. احک.نج. ) زحل ( سیاره ) . ج - شوال ( ماه ) .
حرف تحقیق بمعنی یقینا و بی شک و شبهه و البته و فی الواقع و هر آینه .

دانشنامه عمومی

ل حرف بیست وهفتم در الفبای فارسی، حرف بیست وسوم در الفبای عربی و دوازهمین حرف از حروف الفبای عبری (لَمِد ל) است. نام این حرف «لام» است. این حرف معادل L در زبان انگلیسی است.حرف ل یا به صورت خوانداری در زبان فارسی لام حرف بیست و هفتم در افبای فارسی است.wiki: ل...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لـِ: برای - برای اینکه (ترکیب لـِ با فعل مضارع نیز فعل امر می سازد و چنانچه قبل از آن حروف ربط "وَ" ،"ثُمَّ" یا "فـَ" بیاید ، این لام ساکن می شود مثل "وَلْتَنظُرْ")معنی لـَ: حتماً - البته - سوگند می خورم یا می خوریم (در عباراتی نظیر "لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ " سوگند می خوریم که اگر شما خارج شدید ما هم با شما خارج می شویم)معنی حَاشَ لِـ: منزه است - از هر عیبی مبری استمعن...

واژه نامه بختیاریکا

( لُ (لُه) ) فشار؛ اصرار
حرف تشبیه؛ مثل سیخلِ یعنی همانند سیخ
حرف نسبت مثل کورل؛
( َل ) نشانه جمع. مثلاً پَلَل یعنی پلها؛ گیسوان؛ موها

کلمات مرتبط

  • ل اتی خید
  • ل اگارن
  • ل ه و پ ه
  • ل کرو
  • ل ارون
  • ل اُتی خید
  • ل باردون
  • ل بارون بی کولت
  • ل بارکف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات