Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قیمت

تلفظ بین المللی : /q1ejmˈat/ تلفظ :‌ [q1ejm'at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • قیمت حوضچه ای
  • قیمت دارایی
  • قیمت سفر
  • قیمت عرضه
  • قیمت مقطوع
  • قیمت مندی
  • قیمت پایه
  • قیمت پیشنهادی
  • قیمت کامل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

قیمت. [ م َ ] ( ع اِ ) بهای کالا. ( آنندراج ). ارز هر چیزی. ( ناظم الاطباء ). در شرع چیزی را گویند که تحت ارزیابی درآید. ( کشاف ) : در زمان ما نجابت بس که بی قیمت بودعین دارد قطره نیسان اگر گوهر شود.میرصیدی ( از آنندراج ).و پست و نازل و گران و بلند ازصفات اوست و با لفظ شکستن و بستن و گرفتن و کردن مستعمل. ( آنندراج ). در تداول فارسی قیمت به فتح یا کسرقاف تلفظ کنند. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ...

فرهنگ عمید

۱. (اقتصاد) بها؛ نرخ.
۲. ارزش؛ ارج.
⟨ قیمت عادله: (اقتصاد) [قدیمی] قیمت متعارف و به نرخ معمول بازار.

۱. (اقتصاد ) بها، نرخ.
۲. ارزش، ارج.
* قیمت عادله: (اقتصاد ) [قدیمی] قیمت متعارف و به نرخ معمول بازار.

فرهنگ معین

(ق مَ ) [ ع . ] (اِ. ) ارزش ، نرخ . ، ~ خون پدر کسی کنایه از: بهای بسیار گزاف . (،(قیمتی ( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) گرانبها، با - ارزش .

فرهنگ فارسی

بها، ارزش، ارج، نرخ
( اسم ) بهای چیزی ارزش جمع : قیم : نه هر چه به قامت مهتر یه قیمت بهتر . یا تثبیت قیمت . ثابت کردن بها و ارزش چیزی .

دانشنامه عمومی

قیمت میزان پرداخت یا جبرانی است که توسط یک شخص به دیگری به ازای کالا یا خدمات داده می شود.عرضه و تقاضادر اقتصاد نوین، قیمت ها معمولاً در غالب واحدهای یکای پولی بیان می شوند (قیمت های کالاها، به صورت یکای پولی در واحد وزن آن کالا بیان می شوند، مثلاً یورو به ازای هر کیلوگرم). هرچند قیمت ها را می توان به عنوان کمیت هایی از دیگر کالاها یا خدمات در نظر گرفت، اما این نوع معاملهٔ پایاپای به ندرت دیده شده...

مترادف و متضاد

estimate (اسم)ارزیابی، تقویم، تخمین، براورد، اعتبار، قیمت، دیدزنیvalue (اسم)مقدار، ارزش، قیمت، فرجه، بها، قدر، ارجbourse (اسم)صرافی، کیسه، بورس، حمل، قیمتworth (اسم)قیمت، بها، ثروت، ازرشprice (اسم)ارزش، قیمت، بها، نرخ...

فرهنگ فارسی ساره

بها، ارزش، نرخ

واژه نامه بختیاریکا

تُلِه

فرهنگستان زبان و ادب

{price} [گردشگری و جهانگردی] ← نرخ

کلمات مرتبط

  • قیمت حوضچه ای
  • قیمت دارایی
  • قیمت سفر
  • قیمت عرضه
  • قیمت مقطوع
  • قیمت مندی
  • قیمت پایه
  • قیمت پیشنهادی
  • قیمت کامل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات