Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قیم

تلفظ بین المللی : /q1ˈajjem/ تلفظ :‌ [q1'ajjem]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • قیم الدوله
  • قیم زن
  • قیم نامه
  • قیم مابی
  • ترک شده به وسیله مالک یا قیم
  • دارای قیم یا سرپرست
  • ابن قیم الجوزیه
  • ابن قیم الجوزی
  • اعلی القیم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

قیم . [ ق ُی ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به قائم شود.

قیم . [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ قَومة. (منتهی الارب ). رجوع به قومة شود. || ج ِ قیمة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). قیمت ها و ارزش ها. رجوع به قیمة شود. || ج ِ قامة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به قامة شود....

فرهنگ عمید

قیمت#NAME?

۱. (حقوق) کسی که سرپرست و عهده‌دار امور طفل یتیم باشد.
۲. [عامیانه] متولی امر و عهده‌دار آن.
۳. [قدیمی] متولی وقف.
۴. (صفت) [قدیمی] راست و معتدل.

۱. (حقوق ) کسی که سرپرست و عهده دار امور طفل یتیم باشد.
۲. [عامیانه] متولی امر و عهده دار آن.
۳. [قدیمی] متولی وقف.
۴. (صفت ) [قدیمی] راست و معتدل.
= قیمت

فرهنگ معین

(قَ یِّ ) [ ع . ] ۱ - (ص . ) راست ، معتدل . ۲ - (اِ. ) متولی وقف . ۳ - آن که عهده دار سرپرستی کودکی یتیم است . ۴ - دلاک ، کیسه کش .

دانشنامه آزاد فارسی

قَیّم
رجوع شود به:قیمومت
wikijoo: قیم

فرهنگ فارسی

متولی امروعهده دار آن، متولی وقف، کسی که سرپرست وعهده دارامورطفل یتیم باشد، جمع قیمت
( اسم ) جمع قیمت ( قیمه ) قیمتها ارزشها .
لقب علی مردانخان بختیاری است

دانشنامه عمومی

راست

قَیُمْ:(ghayom) در گویش گنابادی یعنی مخفی ، پنهان ، مَستور

مترادف و متضاد

راست

سرپرست، وصی، وکیل، ولی

۱. سرپرست، وصی، وکیل، ولی
۲. راست

protector (اسم)پشتیبان، حامی، سرپرست، نگهدار، قیم، مستحفظ، سپردار، نیکدارguardian (اسم)پشتیبان، قیم، محافظ، نگهبانbig brother (اسم)قیمexecutor (اسم)وصی، قیم، مامور اجرا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] قیم (اسامی و اوصاف قرآن). یکی از اوصاف قرآن «قیّم» به معنای استوار و مستقیم است.«الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَی عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَل لَّهُ عِوَجَا × قَیِّمًا لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ...»؛ ستایش خدایی را که این کتاب (آسمانی) را بر بنده خود فروفرستاد و هیچ گونه کژی در آن ننهاد؛ (کتابی) راست و درست، تا (گناهکاران را) از جانب خود به عذابی سخت ب...

فرهنگ فارسی ساره

استور، سرپرست

واژه نامه بختیاریکا

( قُیُم ) قایم؛ محکم

کلمات مرتبط

  • قیم الدوله
  • قیم زن
  • قیم نامه
  • قیم مابی
  • ترک شده به وسیله مالک یا قیم
  • دارای قیم یا سرپرست
  • ابن قیم الجوزیه
  • ابن قیم الجوزی
  • اعلی القیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات