معانی کلمه : قیطول
لغت نامه دهخدا
قیطول . [ ق َ ] (اِ) قلعه . حصار. (فرهنگ فارسی معین ).
قیطول . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان ، این ده فعلاً مخروبه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
فرهنگ معین
(قَ یا ق ) (اِ. ) قلعه ، حصار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قلعه حصار .
دهی از دهستان بخش هرسین شهرستان کرمانشاه .
دهی از دهستان بخش هرسین شهرستان کرمانشاه .
