Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قیزملک

تلفظ بین المللی : /q1izmˈalak/ تلفظ :‌ [q1izm'alak]
لغت نامه دهخدا
  • قیز ملک
  • طین قیملس
  • قملک
  • قملک بزان
  • قزمل
  • احد فرامرز قراملکی
  • استان قیزیل اوردا
  • بهار قیزیل
  • پل قیزلار روستای قلی کندی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قیزملک . [ م َ ل ِ ] (اِخ ) ملکه ٔ گرجستان ، زنی که پادشاه تمامت گرج بود. (تاریخ جهانگشاج 1 پاورقی ص 212 و ج 2 ص 160). گویند که چون به ابوبکر رضی اﷲ عنه خبر رسید که شه عجم زنی است ، گفت : ذل من اسند امره الی امراءة. (همان کتاب ج 2 ص 161)....

کلمات مرتبط

  • قیز ملک
  • طین قیملس
  • قملک
  • قملک بزان
  • قزمل
  • احد فرامرز قراملکی
  • استان قیزیل اوردا
  • بهار قیزیل
  • پل قیزلار روستای قلی کندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات