معانی کلمه : قیروانی
لغت نامه دهخدا
قیروانی .[ ق َ رَ ] (اِخ ) ابن وزان . رجوع به ابن وزان شود.
قیروانی . [ ق َ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به قیروان . (از معجم البلدان ). رجوع به قیروان شود.
فرهنگ فارسی
علی بن عبدالغنی فهری حصری قاری مکنی به ابوالحسن از مشاهیر قرائ و ادبای عرب و خاله زاده ابراهیم بن علی حصری بود .
