Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قوملو

تلفظ بین المللی : /q1ˈoːmluː/ تلفظ :‌ [q1'o:mlu:]
لغت نامه دهخدا
  • قوملوجا
  • قره قوزلو
  • قشلاق قوزلو
  • قوزلو
  • قوزلو قره بلاغ
  • قولون
  • قوماورس
  • اماس قولون
  • انجه قولوت
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قوملو. [ قَم ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آلان براغوش بخش آلان شهرستان سراب . آب آن از دو رشته چشمه . محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت ، گله داری ، کارگری و صنایع دستی زنان آنجا فرش بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

قوملو. [ قُم ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مر...

کلمات مرتبط

  • قوملوجا
  • قره قوزلو
  • قشلاق قوزلو
  • قوزلو
  • قوزلو قره بلاغ
  • قولون
  • قوماورس
  • اماس قولون
  • انجه قولوت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات