کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قوشون
تلفظ بین المللی :
/q1ˈuːʃun/
تلفظ :
[q1'u:Sun]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قره قویون
قره قویونلو
قشون
قشون کشی
قشون کشیدن
قشونی
قولون
قویون
قویون قشلاق
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قوشون. ( ترکی ، اِ ) خانه. || بیمارخانه. بیمارستان. ( ناظم الاطباء ).دارالشفاء. ( آنندراج ). || قشون. ( ناظم الاطباء ). فوج و لشکری. ( آنندراج ). رجوع به قشون شود.
کلمات مرتبط
قره قویون
قره قویونلو
قشون
قشون کشی
قشون کشیدن
قشونی
قولون
قویون
قویون قشلاق
نظرات