معانی کلمه : قوزی
لغت نامه دهخدا
قوزی. ( ص نسبی ) منسوب به قوز. آنکه قوز دارد. کوژپشت. رجوع به قوز و غوز شود.
فرهنگ عمید
کسی که در پشتش قوز دارد، گوژپشت.
فرهنگ معین
(ص نسب . ) = غوزی : گوژپشت ، کسی که پشتش برآمدگی غیرطبیعی دارد.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
crook-back (صفت)
قوزی، گوژپشت
hog-backed (صفت)
قوزی، گوژپشت
واژه نامه بختیاریکا
مُلین؛ جُرین
