معانی کلمه : قورچی
لغت نامه دهخدا
بقصد خون من برخاست باهر کس که بنشستم
بجان من بلایی راست شد با هرکه پیوستم .
فرهنگ عمید
سرباز مسلح.
فرهنگ معین
[ تر. ] (ص مر. ) رییس اسلحه خانه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱ - کسی که در زراد خانه کار کند اسلحه ساز : در میانه است گروه از یساولان و قورچیان معتبر و ایشیک آقاسیان ٠٠٠٠٠ و جمعی کثیر از هر طبقه و هر طایفه بودند ۲ - رئیس جبه خانه رئیس اسلحه خانه ۳ - سرباز جاندار ٠
شاه محمد شعر فارسی و ترکی را خوب میگوید .
شاه محمد شعر فارسی و ترکی را خوب میگوید .
گویش مازنی
نام مرتعی واقع در منطقه ی آمل
/ghoor chi/ نام مرتعی واقع در منطقه ی آمل
