معانی کلمه : قورا
لغت نامه دهخدا
قورا. [ ] (یونانی و ترکی ، اِ) به یونانی و به ترکی جمل است . (فهرست مخزن الادویه ).
قورا. [ ] (اِخ ) از نواحی مدینه است . قیس بن حطیم درباره ٔ آن اشعاری دارد. (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
بیونانی و ترکی جمل است

قورا. [ ] (یونانی و ترکی ، اِ) به یونانی و به ترکی جمل است . (فهرست مخزن الادویه ).
قورا. [ ] (اِخ ) از نواحی مدینه است . قیس بن حطیم درباره ٔ آن اشعاری دارد. (از معجم البلدان ).