Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قوام

تلفظ بین المللی : /q1avˈɑm/ تلفظ :‌ [q1av'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • قوام اباد
  • قوام اباد بالا
  • قوام اباد پائین
  • قوام الدوله
  • قوام الدین
  • قوام الدین شیرازی
  • قوام الدین مرعشی
  • قوام السلطنه
  • قوام السنه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

قوام . [ ق ُوْ وا ] (ع ص ، اِ) ج ِ قائم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قائم شود.

قوام . [ ق ُ ] (ع اِ) بیماریی است در پای گوسفند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).

قوام . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهمن شیر بخش مرکزی شهرستان آبادان . آب آن از رود بهمن شیر. محصول آن خرما، سبزیجات . شغل اها...

فرهنگ عمید

قائم#NAME?

۱. استواری و پایداری.
۲. غلظت.

۱. آن‌که یا آنچه چیزی به آن قایم باشد؛ پایه؛ ستون.
۲. نظام.

= قائم
۱. آن که یا آنچه چیزی به آن قایم باشد، پایه، ستون.
۲. نظام.
۱. استواری و پایداری.
۲. غلظت.

فرهنگ معین

(قِ) [ ع . ] (اِ.) آن چه که کاری یا چیزی به آن قائم باشد.

(قَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - مایة زیست . 2 - اصل چیزی . 3 - اعتدال . 4 - عدل . 5 - استواری ، استحکام . 6 - راستی .

(قِ ) [ ع . ] (اِ. ) آن چه که کاری یا چیزی به آن قائم باشد.
(قَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - مایة زیست . ۲ - اصل چیزی . ۳ - اعتدال . ۴ - عدل . ۵ - استواری ، استحکام . ۶ - راستی .

فرهنگ فارسی

خاصیتی نشانگر مقاومت ماده یا آمیزه در برابر شارش که ترکیبی از چند ویژگی قابل‌اندازه‌گیری مانند گران‌روی، نقطۀ تسلیم و روان‌وَردی است

احمد ملقب به قوام السلطنه ( و. ۱۲۴۹ ه ش . - ف. تهران ۱۳۳۴ ه ش . ) وی در دربار مظفرالدین شاه سمت دبیری مخصوص و ریاست دفتر را داشت و فرمان مشروطیت بخط او نوشته شده . قوام در دوره احمد شاه مدتی والی خراسان بود و پس از تشکیل کابینه سید ضیائمحبوس شد و سپس در زمان شا...

دانشنامه عمومی

قوام می تواند به موارد زیر اطلاق شود:wiki: قوام قوام (ابهام زدایی). قوام می تواند به موارد زیر اطلاق شود:احمد قوام، سیاستمدار ایرانیملاصدرا، معروف به ملاصدراقوام نکرومه، بانی استقلال کشور غنا و اولین رئیس جمهور این کشورwiki: قوام (ابهام زدایی)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: qavām) (عربی) استواری ، استحکام .

اسم: قوام (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: qavām) (فارسی: قَوام) (انگلیسی: ghavam)
معنی: استواری، استحکام

مترادف و متضاد

غلظت

صلابت

اصل، مایه

۱. صلابت
۲. غلظت
۳. اصل، مایه

consolidation (اسم)
تقویت، اتحاد، ترکیب، تثبیت، تحکیم، قوام

formidability (اسم)
بزرگی، استحکام، استواری، قوام

فرهنگ فارسی ساره

پایدار

فرهنگستان زبان و ادب

{consistency} [مهندسی بسپار] خاصیتی نشانگر مقاومت ماده یا آمیزه در برابر شارش که ترکیبی از چند ویژگی قابل اندازه گیری مانند گران روی، نقطۀ تسلیم و روان وَردی است

کلمات مرتبط

  • قوام اباد
  • قوام اباد بالا
  • قوام اباد پائین
  • قوام الدوله
  • قوام الدین
  • قوام الدین شیرازی
  • قوام الدین مرعشی
  • قوام السلطنه
  • قوام السنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات