Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قواریر

تلفظ بین المللی : /q1avˈɑrir/ تلفظ :‌ [q1av'ARiR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • زبد القواریر
  • دار القواریر
  • دخان القواریر
  • قواریری
  • قواریرا
  • قواری
  • القوایر
  • ساسان قاریز
  • سلام قاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

قواریر. [ ق َ ] (اِخ ) از دژهای زبید است در یمن . (از معجم البلدان ).

قواریر. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قارورة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی شیشه ها. ( آنندراج ) : و یطاف علیهم بآنیة من فضة و اکواب کانت قواریرا. قواریرا من فضة قدروها تقدیرا. ( قرآن 15/76-16 ). || بول ها و شاش ها. || حقه های باروت. رجوع به قارورة شود.- قواریرالنفط ؛ از...

فرهنگ عمید

قاروره#NAME?

= قاروره

فرهنگ فارسی

از دژهای زبید است در یمن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی قَدَّرُوهَا: آن را اندازه گیری کردند (در عبارت "قَوَارِیرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِیراً "منظور این است که آن جامهای نقره مناسب اهلشان اندازه گیری شده اند )ریشه کلمه: قرر (۳۸ بار)«قواریر» جمع «قاروره» به معنای ظرف بلورین و شیشه ای است.wikialkb: قَوَارِیر...

کلمات مرتبط

  • زبد القواریر
  • دار القواریر
  • دخان القواریر
  • قواریری
  • قواریرا
  • قواری
  • القوایر
  • ساسان قاریز
  • سلام قاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات