کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قنفخر
تلفظ بین المللی :
/q1ˈanfxar/
تلفظ :
[q1'anfxaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قنفخره
قنخر
قناخر
قنفخ
قنفر
قنفرش
قنفور
قنفیر
قاخروس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قنفخر. [ ق ِ ف َ ] ( ع ص ) بزرگ اندام. ( منتهی الارب ). التار الناعم الضخم الجثه. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) بیخ گیاه بردی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). واحد آن قنفخرة است. ( اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
قنفخره
قنخر
قناخر
قنفخ
قنفر
قنفرش
قنفور
قنفیر
قاخروس
نظرات