Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قندیلی

تلفظ بین المللی : /q1andˈili/ تلفظ :‌ [q1and'ili]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قندعلی
  • قندیل
  • قندیل البحر
  • قندیل ترسا
  • قندیل تیر
  • قندیل دوسر
  • قندیل شب
  • قندیل عیسی
  • قندیل چرخ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قندیلی . [ ق ِ لی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قندیل و صنعت آن . (از لباب الانساب ). رجوع به قندیل شود.

قندیلی . [ ق ِ ] (اِخ ) محمدبن حسین شیرویه عصار استرآبادی مکنی به ابوعبداﷲ. از راویان و مردان صالح بود،وی از عمادبن رجاء روایت کند و از او ابونصربن ابوبکر اسماعیلی و غیره روایت دارند. (از لباب الانساب ).

قندیلی. [ ق...

فرهنگ فارسی

محمد بن حسین شیرویه عصار استر آبادی مکنی به ابو عبدالله از راویان و مردان صالح بود وی از عماد بن رجائ روایت کند و از او ابونصر بن ابوبکر اسماعیلی و غیره روایت دارند .

کلمات مرتبط

  • قندعلی
  • قندیل
  • قندیل البحر
  • قندیل ترسا
  • قندیل تیر
  • قندیل دوسر
  • قندیل شب
  • قندیل عیسی
  • قندیل چرخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات