معانی کلمه : قنداقی
لغت نامه دهخدا
قنداقی. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قنداق.
- بچه قنداقی ؛ بچه شیرخوار که او را به قنداق کنند.
- بچه قنداقی ؛ بچه شیرخوار که او را به قنداق کنند.
فرهنگ فارسی
نسبت است به قنداق - بچه قنداقی
واژه نامه بختیاریکا
للوری
