کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قنجور
تلفظ بین المللی :
/q1ˈandʒuːr/
تلفظ :
[q1'andZu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رجل قنطورس
رِجْلِ قَنطورِس
قجور
قنتوره
قنطورس
قنطوریون
قَنطورِس
کافور قنصوری
پروکسیما قنطورس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قنجور. [ ق ُ ] ( ع ص ) مرد کوچک سر سست خرد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
کلمات مرتبط
رجل قنطورس
رِجْلِ قَنطورِس
قجور
قنتوره
قنطورس
قنطوریون
قَنطورِس
کافور قنصوری
پروکسیما قنطورس
نظرات