معانی کلمه : قنات
لغت نامه دهخدا
قنات . [ ق َ ](ترکی ، اِ) پرده ٔ کرباس که قایم مقام دیوار باشد.
قنات . [ ق ُن ْ نا ] (ع اِ) ج ِ قُنَّة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قنة شود.
فرهنگ عمید
مجرایی کم شیب که برای جاری شدن آب در زیر زمین حفر می کنند، کاریز.
فرهنگ معین
(قَ ) [ ع . قناة ] (اِ. ) کاریز، مجرای آب زیرزمینی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
حفرکردن مجرائی درزیرزمین جهت جاری شدن آب، کاریز
ده کوچکی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم واقع در ۳۸ هزار گزی جنوب خاوری فهرج و ۱۵ هزار گزی راه فرعی بم به خاش .
ده کوچکی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم واقع در ۳۸ هزار گزی جنوب خاوری فهرج و ۱۵ هزار گزی راه فرعی بم به خاش .
دانشنامه عمومی
گویش اصفهانی
تکیه ای: qanât
طاری: qenât
طامه ای: qanât
طرقی: qanât
کشه ای: qanât
نطنزی: qanât / čašma
مترادف و متضاد
aqueduct (اسم)
قنات، کانال یا مجرای اب، مجرا
subterranean (اسم)
قنات
flume (اسم)
قنات، مجرا، کاریز، ناودان، دره تنگ، جوی اسیاب
