قمقام. [ ق َ / ق ُ ] ( ع اِ ) مهتر. ( منتهی الارب ). مهتر بسیارعطا. ( اقرب الموارد ). || دریا. ( منتهی الارب ). معظم آن برای آن که دارای آب فراوان است. || عدد بسیار. || کار سترک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کنه ریزه. || نوعی از شپش. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). قسمی شپش که در مژگان پدید آید. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و آن غیر قرده و صبیان باشد که آن دو نیز در مژگان پدید آیند و این نوع...