Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قمزه

تلفظ بین المللی : /q1ˈamzeː/ تلفظ :‌ [q1'amze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قازه
  • قازه دار
  • قخزه
  • قزه
  • قصر قمشه
  • قمحه
  • قمره
  • قمز
  • قمشه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قمزة. [ ق ُ زَ ] (ع اِ) یک مشت از خرما و جز آن برهم چسفیده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). پاره ٔ خرما. (مهذب الاسماء). || شکوفه ٔ گیاه که در آن دانه باشد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

( قمزة ) قمزة. [ ق ُ زَ ] ( ع اِ ) یک مشت از خرما و جز آن برهم چسفیده. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). پاره خرما. ( مهذب الاسماء ). || شکوفه گیاه که در آن دانه باشد. ( ...

فرهنگ فارسی

یک مشت از خرما و جز آن بر هم چسفیده . پاره خرما . یا شکوفه گیاه که در آن دانه باشد .

کلمات مرتبط

  • قازه
  • قازه دار
  • قخزه
  • قزه
  • قصر قمشه
  • قمحه
  • قمره
  • قمز
  • قمشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات