Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قلیلی

تلفظ بین المللی : /q1alˈili/ تلفظ :‌ [q1al'ili]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قلیلین
  • روغن پالایش شدۀ قلیایی
  • زنگ زدایی قلیایی
  • سنگ های کلسیمی قلیایی
  • طفیلی قفیلی
  • فلز قلیایی خاکی
  • قفیلی
  • قلقلی
  • قلیل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قلیلی. [ ق ِل ْ لی لا ] ( ع اِ ) همه و جمله. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). اخذه بقلیلاه ؛ ای بجملته. ( اقرب الموارد ). رجوع به قِلّیلَة شود.

فرهنگ فارسی

همه و جمله

کلمات مرتبط

  • قلیلین
  • روغن پالایش شدۀ قلیایی
  • زنگ زدایی قلیایی
  • سنگ های کلسیمی قلیایی
  • طفیلی قفیلی
  • فلز قلیایی خاکی
  • قفیلی
  • قلقلی
  • قلیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات