قلوة. [ ق ِل ْ وَ ] (ع ص ) ستور که صاحب خودرا از همه پیش برد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
( قلوة ) قلوة. [ ق ِل ْ وَ ] ( ع ص ) ستور که صاحب خودرا از همه پیش برد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).قلوه. [ ق ُل ْ وَ / وِ ] ( اِ ) کلوه. کلیه. گُرده. یکی از دو غده بزرگی که بر دو طرف پهلوی انسان و حیوان است و از آن شاش تولید میشود. نام فارسی آن گرده است. این ...
فرهنگ عمید
کلیه koliye#NAME?
= کلیه koliye
فرهنگ معین
(قُ وِ ) (اِ. ) کلیه .
فرهنگ فارسی
کلیه، هریک ازکلیتین، گرده، به عربی کلوه هم گویند ( اسم ) کلیه . ستور که صاحب خود را از همه پیش برد
مترادف و متضاد
kidney(اسم)
کلیه، مزاج، نوع، خلق، گرده، قلوه
واژه نامه بختیاریکا
( قَلوِه ) زیاد؛ احتمالا از واژه اصیل ایرانی به معنی غلُو به معنی اقرقاق و زیاده روی و ازدیاد کاربرد دارد؛ مشتق شده است.