کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قلمبه | کلماتور
معانی کلمه : قلمبه
تلفظ بین المللی :
/q1olˈombeː/
تلفظ :
[q1ol'ombe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قلمبه ای
قلمبه دار
قلمبه سولمبه
قلمبه شده
قلمبه نویس
قلمبه نویسی
قلمبه بافی
قلمبه حرف زدن
قلمبه شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قلمبه. [ ق ُ ل ُ ب َ / ب ِ ] ( ص ) رجوع به غلمبه و قلنبه شود.
فرهنگ عمید
۱. دور از فهم، دشوار: حرف های قلمبه.
۲. برجسته و برآمده.
۳. زیاد: پول قلمبه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - برجسته و بر آمده ۲ - درشت و بر آمده ۲ - درشت خشن ۳ - سخن مغلق و نامستعمل .
مترادف و متضاد
snob
(اسم)
افاده ای، قلمبه
کلمات مرتبط
قلمبه ای
قلمبه دار
قلمبه سولمبه
قلمبه شده
قلمبه نویس
قلمبه نویسی
قلمبه بافی
قلمبه حرف زدن
قلمبه شدن
نظرات