معانی کلمه : قلبی
لغت نامه دهخدا
قلبی. [ ق ُل ْ ل َ بی ی ] ( ع ص ) حیله ساز ماهر در تقلب. ( منتهی الارب ). حیله گر که در زیرورو کردن امور بصیرت دارد. ( اقرب الموارد ). رجوع به قُلَّب شود.
فرهنگ فارسی
ویژگی بخش یا اندامی به شکل قلب با رأسی تیز در گیاهان
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{cordate, heart-shaped} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل قلب با رأسی تیز در گیاهان
