معانی کلمه : قفیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پیمانهای معادل ۱۲ صاع.
۲. واحد اندازهگیری سطح برابر با ۱۴۴ گز.
〈 پُرآمدن قفیز: [قدیمی، مجاز] بهسر آمدن عمر: ◻︎ همان گر نیاید نخوانَمْش نیز / که گر زاین یکی را پُر آید قفیز (فردوسی: ۵/۲۳۷).
فرهنگ معین
(قَ فِ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - پیمانه . ۲ - واحدی برای اندازه گیری زمین تقریباً برابر با ۱۵٠٠ متر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
قفیز
/ghafiz/ قفیز
