Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قعبه

تلفظ بین المللی : /q1ˈaʔbeː/ تلفظ :‌ [q1'a?be:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • قعبهالعلم
  • ذوات القعده
  • ذوی القربه
  • ذی القعده
  • ذی قعده
  • زبد القصبه
  • زن قحبه
  • علق القربه
  • فرغ القبه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قعبة. [ ق ِ ع َ ب َ ] (ع اِ) ج ِ قَعْب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قعب شود.

قعبة. [ ق ُ ب َ ] (ع اِ) شکاف کوه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || کوه . (منتهی الارب ).

قعبة. [ ق َ ب َ ] (ع اِ) دبه مانندی است مر زنان را که در وی طیب و بوی خوش نهند. || ظرفی است با سرپوش که در آن پِست و مانند آن نهند. (اق...

فرهنگ معین

(قَ بِ یا بَ ) [ ع . قعبة ] (اِ. ) ۱ - جعبه یا قوطی ای که زنان در آن مواد معطر می ریختند. ۲ - قدح ، قعب .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جعبه یا قوطیی که زنان در آن معطر می ریختند ۲ - قدح ( شراب و غیره ) قعب : خشت از سر خم برکند باده زخم بیرون کند وانگهوار در افکند در قعبه مروانیه . ( منوچهری ۳۲۳ )

کلمات مرتبط

  • قعبهالعلم
  • ذوات القعده
  • ذوی القربه
  • ذی القعده
  • ذی قعده
  • زبد القصبه
  • زن قحبه
  • علق القربه
  • فرغ القبه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات